میرزائی
لغت نامه دهخدا
میرزائی. ( حامص مرکب ) عمل میرزا. نویسندگی.
میرزائی. ( اِخ ) دهی است از دهستان هنام و بسطام بخش سلسله شهرستان خرم آباد، واقع در 18هزارگزی خاور الشتر با 120 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان هنام و بسطام بخش سلسله شهرستان خرم آباد
جمله سازی با میرزائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زند از میرزائی لاف و در وی هم استعداد تا بینی نبینی
💡 نشست تخصصی توسعه پایدار و همهجانبه در ایران فردا نیز در ۲۲ ژوئن توسط نایب رئیس خانم هانیه میرزائی آغاز شده و در این برنامه ۱۴ سخنران از ایران سایر نقاط جهان به صورت حضوری یا انلاین به ایران سخنرانی پرداختند. این نشست با سخنان رئیس و سخنگوی حزب فرهنگ قاسمی در بعد از ظهر روز ۲۲ ژوئن پایان یافت.
💡 سعید صلح میرزائی (زاده ۱۳۵۸ در تهران)، روحانی شیعه و دانشآموخته خارج فقه و اصول، مدرس حوزه
💡 آقای میرزائی که مدیر بخش فنی شرکت ما است، همیشه با دقت و حوصله تمام مشکلات پیچیده مهندسی را برای کارمندانش به خوبی حل میکند.
💡 خانواده میرزائی سالهاست که در این محله زندگی میکنند و همه آنها به دلیل اخلاق بسیار نیکو مورد احترام تمام همسایگان این منطقه هستند.
💡 دکتر میرزائی در کنفرانس علمی امروز درباره پیشرفتهای جدید در حوزه بیوتکنولوژی صحبت کرد و نظرات بسیار ارزشمند و تخصصی خود را به گوش همگان رساند.