لغت نامه دهخدا
میان سرای. [ س َ ] ( اِ مرکب ) میان سرا.
میان سرای. [ س َ ] ( اِ مرکب ) میان سرا.
میان سرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی راند تا در میان سرای همی رفت طیهور پیشش به پای
💡 تا کی اندر میان سرای جهان باید این رنج بیکران برداشت
💡 گرم به صفهٔ صدر ملک نباشد بار نشستنم به میان سرای میکده بس
💡 «به میان سرای آریدش و دست و پای او ببندید و فرو افکنید.»
💡 آمد و خفت در میان سرای که منم گاو هان و هان پیش آی