می بوی

لغت نامه دهخدا

می بوی. [ م َ/ م ِ ] ( ص مرکب ) دارای بوی باده. که بوی می دارد.

فرهنگ فارسی

دارای بوی باده که بوی می دارد

جمله سازی با می بوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باغیست پر از گل و ریاحین ریحان می بوی و لاله می چین

💡 در پای گلی، بکف چو گیری جامی گل رنگ ز می گیرد و می بوی ز گل

💡 تا آفت غم لازمه طبع شراب است می بوی خوش و ساغر ما چشم خراب است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران