مگس رانی
مترادفها
دفع مگس
لغت نامه دهخدا
مگس رانی. [ م َ گ َ ] ( حامص مرکب ) راندن مگس و پشه و جز آن. ( ناظم الاطباء ).
- مگس رانی کردن؛ مگس ران بودن. مگس راندن از چیزی:
وگر چون عیسی از خورشید سازم خوانچه زرین
پر طاوس فردوسی کند بر خوان مگس رانی.خاقانی.و رجوع به مگس ران ( معنی دوم ) شود.
فرهنگ فارسی
راندن مگس و پشه و جز آن مگس رانی کردن مگس ران بودن.
جمله سازی با مگس رانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون پر طاوس در عالم مگس رانی کند شهپر زاغ ار شود جاروب صاحب جوهرست
💡 تو هم به شهد حقیقت اگر لب آلائی کند هوای مگس رانی تو بال هما
💡 نفع عامه عامه را اولی ست آری دم خر خوش مگس رانی ست لیکن کون خر را در خور است
💡 خادما بر زاهد افشان مروحه گر مگس رانی ز خوان عاشقان