مذبه
لغت نامه دهخدا
( مذبة ) مذبة.[ م َ ذَب ْ ب َ ] ( ع ص ) ارض مذبه؛ زمین مگس ناک. ( منتهی الارب ). ذبوبة. کثیرالذباب. ( اقرب الموارد ). پرمگس.
مذبة. [ م ِ ذَب ْ ب َ ]( ع اِ ) مگس ران. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). مروحه وآنچه بدان مگس رانند. ( از اقرب الموارد ). آلتی که بدان مگس را بزنند و برانند از قبیل بادبزن و جز آن.
فرهنگ فارسی
مگس ران
جمله سازی با مذبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک دست من مذبه و یک دست من محک شب از برای پیشه و روز از پی ذباب