مگس خوار. [ م َ گ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مگس خورنده. مگس خور. که غذایش ردی و بی ارزش و پست است:
همه بازان این جهان پیرند
یا مگس خواریا ملخ گیرند.سنائی. || مرغی که مگس خورد. مرغی که غذایش مگس است:
بچه بازی برو بر ساعد شاهان نشین
بر مگس خواران قولنجی رها کن آشیان.خاقانی.|| ( اِ مرکب ) مرغ مگس. رجوع به همین کلمه شود.
پرنده ای کوچک از راستۀ سبک بالان که بالای سرش دسته ای از پر به شکل تاج قرار دارد، تاجورک.
( صفت ) ۱ - آنکه مگس خورد ۲ - مگس گیر ۳ - پرنده ایست کوچک از راسته سبکبالان و از دسته دندانی نوکان که در آمریکای مرکزی میزید. در بالای سراین پرنده دسته ای از پره ها بشکل تاجی باد بزنی شکل قرار دارد. رنگ پرهای آن تند و متفاوت است تاج ورک ( تاجورک ) مگس خوره مرغ انجیر خوار مرغ انجیر مرغ مگس خوار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخوان ناکسان ننشینم ببوی لوت در چشم خلق از آن چو مگس خوار نیستم
💡 اندازه یکی از جنبههای مهم دیرینهشناسی دایناسورها است که هم برای عموم مردم و هم برای دانشمندان حرفه ای مورد توجه است. دایناسورها برخی از بزرگترین تفاوتها را در اندازه هر گروه جانوری خشکی نشان میدهند، از مرغهای مگس خوار کوچک که میتوانند کمتر از دو گرم وزن داشته باشند تا تیتانوسورهای منقرض شده که میتوانند بین ۵۰ الی ۱۰۰ تن وزن داشته باشند.
💡 مرغ مگس خوار یا رستگاری با بازیگری جیسون استاتهم داشته است که در نقش یکی از افراد گانگستر چینی بازی می کند