لغت نامه دهخدا
موهوماتی. [ م َ / مُو ] ( ص نسبی ) خرافاتی. موهوم پرست. آنکه عقاید باطل و خرافی دارد. آنکه پای بند اعتقادات خرافی و موهوم است. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موهوم و موهومات شود.
موهوماتی. [ م َ / مُو ] ( ص نسبی ) خرافاتی. موهوم پرست. آنکه عقاید باطل و خرافی دارد. آنکه پای بند اعتقادات خرافی و موهوم است. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موهوم و موهومات شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «و جهت دیگر دشمنی اقران و ابناء زمان (با من) این بود که خداوند متعال مرا هدایت به شناختن دین فرمود، دیدم در دین خرافاتی پیدا شدهاست و به قرآن اباطیل و موهوماتی نسبت میدهند و در جامعه ما بجای دین اسلام از ادیان باطله و خرافات امم خالیه اصولی و احکامی جایگزین شدهاست که امتیاز میان اسلام و خرافات داده نمیشود, هزار گونه شرک و بتپرستی باسم دین توحید رونق پیدا کرده و هزار قسم بدعت و خرافت بنام سنت پیغمبر رایج شدهاست و اگر مسلمین به همین طریق پیش بروند و امتیاز میان حقیقت و مجاز داده نشود، هیچ عاقل و درس خواندهای در دین نمیماند.»