لغت نامه دهخدا
مومین دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) که دلی نرم چون موم دارد. کنایه است از سخت نرم دل و عطوف و رقیق القلب:
آنت مومین دل که گر پیشش بکشتندی چراغ
طبع مومینش چو موم اندر لگن بگریستی.خاقانی.
مومین دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) که دلی نرم چون موم دارد. کنایه است از سخت نرم دل و عطوف و رقیق القلب:
آنت مومین دل که گر پیشش بکشتندی چراغ
طبع مومینش چو موم اندر لگن بگریستی.خاقانی.
که دلی نرم چون موم دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنت مومین دل که گر پیشش بکشتندی چراغ طبع مومینش چو موم اندر لکن بگریستی
💡 شمع مومین دل چو صاحب دردبود از دمش پروانه را مستی فزود
💡 منم آن شمع مومین دل که می سوزم به عشق او ضمیر روشنم بنگر که چون در جان شرر دارم