مومه

لغت نامه دهخدا

مومه. [ مو م َ / م ِ ] ( اِ ) نهال خرد که از بن ریشه درختی روید و باغبان آن را با کمی ریشه جدا کند و جای دیگر نشاند. کردو. نهال. نهال خرد. نهال کوچک ریشه دار. ( یادداشت مؤلف ). موما ( در تداول مردم آذربایجان ). و رجوع به نهال شود. || قلمه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به قلمه شود.

جمله سازی با مومه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلام‌ باتوجه با این که دو روستای بزرگ با اصالت مومه در شهرستانهای ایوان واسلام اباد غرب وجود دارد واز بزرگان وبانفوذان دو شهرستان محسوب میشوند حرفی به سخن نیامده در حالی که خودشان را ارکواازی می نامند وبا مردم طایفه مومه شهرستان چوار در ارتباط هستند

💡 این دانشگاه ابتدا با نام مدرسهٔ سلطنتی هنر و صنایع‌دستی مجارستان در ۱۸۸۰ افتتاح شد؛ در ۱۹۴۸ به کالج هنرهای کاربردی مجاری ارتقاء پیدا کرد و در ۱۹۷۱ به دانشگاه هنرهای کاربردی تبدیل شد. از مارس ۲۰۰۶ نام یکی از مشهورترین هنرمندان جهان، لاسلو موهولی-ناگی را به خود اختصاص داد و نام مؤسسه به مومه تغییر پیدا کرد.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز