مولوی که با نامهای مولانا جلالالدین محمد بلخی و مولوی رومی نیز شناخته میشود، یکی از بزرگترین شاعران، عارفان و اندیشمندان جهان اسلام در قرن هفتم هجری است که در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد و در سال ۶۷۲ هجری قمری در قونیه درگذشت. او علاوه بر شاعری، فقیهی آگاه در مذهب حنفی و متکلمی آشنا با اندیشههای کلامی ماتریدی بود و در فضای علمی و دینی زمان خود جایگاه برجستهای داشت. مولوی بخش عمدهای از عمر خود را در قونیه گذراند و آثار مهم خود را در همانجا خلق کرد و به همین دلیل در جهان غرب نیز با نام «رومی» شناخته میشود. مهمترین اثر او کتاب عظیم «مثنوی معنوی» است که از برجستهترین آثار عرفانی و ادبی زبان فارسی به شمار میرود و سرشار از حکایتها، اندیشههای اخلاقی و آموزههای عرفانی است. علاوه بر مثنوی، دیوان شمس تبریزی نیز از آثار مهم اوست که بیانگر شور عاشقانه و عرفانی مولوی در مسیر سلوک معنوی است. اندیشههای او بر محور عشق الهی، شناخت حقیقت وجود و رهایی انسان از تعلقات دنیوی شکل گرفته و تأثیر عمیقی بر فرهنگ اسلامی و ادبیات جهانی گذاشته است. آثار مولوی نه تنها در ایران و کشورهای فارسیزبان بلکه در سراسر جهان ترجمه و مطالعه میشود و او به عنوان یکی از پرنفوذترین شاعران تاریخ شناخته شده است. او در آثار خود از زبان فارسی به عنوان زبان اصلی استفاده کرده، اما در برخی موارد از عربی، ترکی و یونانی نیز بهره گرفته است که نشاندهنده گستره فرهنگی و زبانی اوست. جایگاه مولوی در تاریخ ادبیات به گونهای است که او را یکی از ستونهای اصلی عرفان اسلامی و شعر کلاسیک فارسی میدانند. در مجموع، مولوی شخصیتی جامع در عرصه عرفان، شعر، فلسفه و دین است که میراث فکری و ادبی او همچنان الهامبخش اندیشمندان و دوستداران ادب در سراسر جهان است.
مولوی روم
لغت نامه دهخدا
مولوی روم. [ م َ / مُو ل َ ی ِ ] ( اِخ ) مولوی رومی. مولانا جلال الدین. ( از یادداشت مؤلف ):
هنگامه ارباب سخن چون نشود گرم
صائب سخن از مولوی روم درافکند.صائب تبریزی.و رجوع به مولوی شود.
فرهنگ فارسی
مولوی رومی. مولانا جلال الدین.
جمله سازی با مولوی روم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این آن غزل که مولوی روم گفته است «این نفس ناطقه پی گفتار میرود»
💡 این آن غزل که مولوی روم گفته است کار آن کند که دارد از کار آگهی
💡 این آن غزل که مولوی روم گفته است گر گوهری ببین که چه دریاست آرزو
💡 این آن غزل که مولوی روم گفته است سیمرغ کوه قاف، رسیدن گرفت باز