مهمان کش

لغت نامه دهخدا

مهمان کش. [ م ِ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده مهمان. که مهمان را از میان بردارد و بکشد. قاتل الضیف.
- مسجد مهمان کش؛ نام مسجد افسانه ای به ری که هر که شب در او می خفت می مرد. و در مثنوی مولوی بدان اشارت رفته است:
یک حکایت گوش کن ای نیک پی
مسجدی بد برکنار شهر ری
هیچکس در وی نخفتستی ز بیم
که نه فرزندش شدی آن شب یتیم
هرکه در وی بی خبر چون کور رفت
صبحدم چون اختران در گور رفت
خویشتن را نیک از این آگاه کن
صبح آمد خواب را کوتاه کن
هر کسی گفتی که پریانند تند
اندر آن مهمان کشان با تیغ کند...مثنوی ( دفتر سوم ).

فرهنگ فارسی

کشنده مهمان که مهمان را از میان بردارد و بکشد.

جمله سازی با مهمان کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهی مهمان کش آن صاحب سرایی که آید در سرایش آشنایی

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز