مهروانی
مترادفها
مهربانی، لطف، نیکی، محبت
متضادها
بیمهری، سنگدلی، بیرحمی، قساوت
لغت نامه دهخدا
مهروانی. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
جمله سازی با مهروانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دمی بر عاشق خود مهربان شو کجای مهروانی کسب اومی کست ؟
💡 مهروانی و لطف بیدریغ آن مرد نیکوکار باعث شد که تمام اهالی آن روستای کوچک برای همیشه او را در قلبهای خود جای دهند و همیشه از او یاد کنند.
💡 او با مهروانی و اخلاق پسندیده خود توانست ارتباطات بسیار نزدیکی با همکارانش برقرار کند و محیط کار را به مکانی بسیار گرم و صمیمی تبدیل نماید.
💡 در دنیای پر از تنش امروز، مهروانی و همدلی میان انسانها میتواند راهکاری بسیار موثر برای کاهش اختلافات اجتماعی و ایجاد صلح و آرامش در جوامع باشد.