لغت نامه دهخدا
( مهرآزین ) مهرآزین. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران. سکنه آن 181 تن است. آب آن از رودخانه کرج ومحصول آن غلات، بنشن، چغندر قند، انگور و میوه و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
( مهرآزین ) مهرآزین. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران. سکنه آن 181 تن است. آب آن از رودخانه کرج ومحصول آن غلات، بنشن، چغندر قند، انگور و میوه و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
( مهر آزین ) دهی است جزئ بخش شهریار شهرستان تهران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز نام تست دهانش به مهر ازین سبب است که صامتست ز زنهار خواستن دینار
💡 ندیدم چنین مهر ازین پیش من که بینم کنون ازتو با خویشتن
💡 اگر از شکوه خاموشم نه خرسندی است، می خواهم که در دیوان محشر مهر ازین طومار بردارم
💡 چون منوچهر خفته در خاک است مهر ازین شوم خاکدان برگیر
💡 شکایت نامه ما سنگ را در گریه می آرد الهی هیچ کافر مهر ازین طومار نگشاید؟