مهدور

لغت نامه دهخدا

مهدور. [ م َ ] ( ع ص ) آنکه حق و یا خون او رایگان و باطل شده است.
- مهدورالدم؛ که خونش حلال است. که خونش مباح است. که کشتن او موجب قصاص یا فدیه نشود. مرگ ارزان. ( از یادداشتهای مؤلف ).
مهدور. [ ] ( اِخ ) تیره ای از طایفه موگوئی ایل چهارلنگ بختیاری. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 76 ).

فرهنگ فارسی

تیره ای از طایفه موگوئی ایل چهارلنگ بختیاری.

جمله سازی با مهدور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از جمله کارهای وی صدور حکم ارتداد (خروج از دین اسلام) و مهدور الدم بودن سلمان رشدی پس از نگارش کتاب آیات شیطانی، در سال ۱۳۶۷ است.