مهال

لغت نامه دهخدا

مهال. [ م َ ]( ع ص ) ترسناک: مکان مهال؛ جای ترسناک و خوفناک. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مهال. [ م ُ ] ( ع ص ) خاک و ریگ فروریخته. ( ناظم الاطباء ). فروریخته از خاک و ریگ و جز آن. ( یادداشت مؤلف ). || آرد فروریخته در انبان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خاک و ریگ فرو ریخته ٠ یا آرد فرو ریخته در انبان ٠

جمله سازی با مهال

💡 سخن هیچگه بر دو آیین مگوی که نزد مهال ریزدت آبروی