مهاب

لغت نامه دهخدا

مهاب. [ م َ ] ( ع ص ) مکان مهاب؛ جای ترس و سهمگین. ( منتهی الارب ). جای ترسناک. ( ناظم الاطباء ).
مهاب. [ م َ هاب ب ] ( ع اِ ) ج ِ مَهَب. ( منتهی الارب ). وزیدن گاه ها: دانست که سیلابی عظیم است مگر از مهاب ریاح دولت نسیمی از عنایت حضرت عزت و جلالت بدمد. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به مَهَب شود.
مهاب. [ م ُ] ( ع ص ) مرد سهمگین و محترم. ( ناظم الاطباء ): و من حمل معه قطعة من جلد جبهته [ من جلد جبهة الاسد ] کان محبوباً عند الناس مهاباً معظماً. ( ابن البیطار ). || هرچیز هولناک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= مهب

فرهنگ فارسی

جمع مهب
( اسم ) جمع مهب.
جمع مهب ٠ وزیدنگاهها ٠

جمله سازی با مهاب

💡 همچنین این سد در طراحی دارای یک نیروگاه ۵ مگاواتی بوده که به دلیل اقتصادی نبودن، اجرا نشد. کارفرمای این پروژه شرکت سهامی آب منطقه ای کرمان و مشاوره و مطالعات این طرح توسط شرکت مهندسین مشاور مهاب قدس انجام شده است.

💡 مطالعات مرحله اول طرح در سال ۱۳۸۵ به شركت مهاب قدس واگذار گرديد. همزمان با ابلاغ مطالعات مرحله دوم از سوی كارفرمای مازندران، عمليات اجرايی سد نيز در سال ۱۳۸۹ آغاز گرديد. ساخت تونل انحراف سد هراز در سال ۱۳۸۹ شروع شد و مطالعات طراحی بدنی و نیروگاه سد در سال ۱۳۹۲ تکمیل شد و در سال ۱۳۹۴ ساخت بدنه سد شروع شد.

💡 مطالعات اولیه این طرح در سال ۱۳۶۰ توسط دفتر فنی آب وزارت نیروی انجام شده و مراحل بعدی آن توسط شرکت مهاب قدس و هزینه اجرا توسط بانگ بانک توسعه اسلامی تأمین شد. در این مرحله کارفرمای طرح آب منطقه هرمزگان بود. حجم کل مخزن سد ۳۰۰ میلیون متر مکعب و حجم مفید قابل کنترل مخزن سد ۱۳۵ میلیون متر مکعب می‌باشد.

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز