لغت نامه دهخدا
منچوریا. [ م َ ] ( اِخ ) منچوری. رجوع به منچوری و تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2251 شود.
منچوریا. [ م َ ] ( اِخ ) منچوری. رجوع به منچوری و تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2251 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملت دایان خان و ماندوخای از توندرا سیبری و دریاچه بایکال در شمال، آن سوی گوبی، تا حاشیه رودخانه زرد و جنوب آن به اوردوس کشیده شده بود. این سرزمینها از جنگلهای منچوریا در شرق گذشته از کوههای آلتای و به دامنههای آسیای میانه گسترش یافتهاست.
💡 راه آهن شرقی چین (روسی: Китайско-Восточная железная дорога) نام تاریخی سیستم راه آهن در شمال شرقی چین است (همچنین به نام منچوریا شناخته میشود).