منزلی

لغت نامه دهخدا

منزلی. [ م َ زِ ] ( ص نسبی ) منسوب به منزل. مربوط به خانه و سرای و بیت: پس صناعت تدبیر منزل که آن را حکمت منزلی خوانند، نظر باشد در حال این جماعت بر وجهی که مقتضی مصلحت عموم بود. ( اخلاق ناصری ). حکمت عملی منشعب به سه شعبه است اول خلقی دوم منزلی سوم حکمت مدنی. ( اخلاق ناصری ). چنانکه در حکمت منزلی گفتیم که غرض از منزل نه مسکن بل اجتماع اهل مسکن است بر وجهی خاص اینجا نیزغرض از مدینه... ( اخلاق ناصری ). رجوع به منزل شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به منزل. مربوط به خانه و سرای و بیت: پس صناعت تدبیر منزل که آن را حکمت منزلی خوانند نظر باشد در حال این جماعت بر وجهی که مقتضی مصلحت عموم بود.

جمله سازی با منزلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نویسنده ای دیگر به نام «لسترنج» نیز می‌گوید: «ولایت رونیز جزئی از ولاین خسو بود. مقدسی، رونیز را در یک منزلی جنوب غرب دارابگرد وبرسر راه ابی احمد «درلارستان» دانسته‌است. به گفتهٔ مقدسی ولایت خسو ازطرف مشرق وسعت وامتداد زیادی داشت.

💡 خورشید منظری ‌که بر آن سایه افکنند فردوس منزلی که در آنجا گذر کنند

💡 خسروقلعه نام بازمانده‌های ارگی است در جنوب ترکمنستان در نزدیکی مرز ایران که به گفته پژوهشگران از سکونتگاه‌های شاهنشاهان ساسانی در منطقه بوده‌است. خسروقلعه در غرب روستای کاوشوت در یک منزلی خط آهن و در ۲۵ کیلومتری غرب شهر قهقهه واقع شده‌است.

💡 از ره تقوا نگشتی محرم سر منزلی بعد از این بر گمرهی زن‌ کاش راهی سر شود

💡 به منزلی که گذشتی ز آب دیده ام، ای جان هزار لاله خونین ز خاک راه برآید

💡 راهی نرفته‌ای که بری پی به منزلی جز یک قدم به منزل جانانه راه نیست

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز