منحله

لغت نامه دهخدا

( منحلة ) منحلة. [ م ُ ح َل ْ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث منحل: شرکت منحله ٔ.... رجوع به منحل شود.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) مونث منحل: [ شرکت منحله...] توضیح در فارسی گاه بدون مراعات تذکیر و تانیث آید: [ حزب منحله... ]

جمله سازی با منحله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ضمن در همین بازه شورای عالی نیروهای مسلح که حکومت را در دست داشت متممی برای قانون اساسی تصویب کرد و بخشی مهم از اختیارهای رئیس‌جمهور را به دست گرفت. در ضمن اختیارهای مجلس منحله را نیز از قبیل قانون‌گذاری برای خود برداشت.

💡 قاسمی در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در دور اول توسط مردم به نمایندگی انتخاب شد. اما بعد از آن وزارت کشور در بیانیه‌ای اعلام کرد که: ابوالفضل قاسمی سرپرست کتابخانه دانشگاه تهران، عضو جبهه ملی و دبیرکل حزب ایران، از تاریخ اول بهمن سال ۱۳۴۳ به عنوان منبع و خبرچین برجسته در مقابل دریافت حقوق ماهانه به استخدام ساواک منحله درآمده است.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
سه تا یعنی چه؟
سه تا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز