لغت نامه دهخدا
ممی. [ م ِ می ی ] ( ع اِ ) پارچه پشمی نازک. ممو. ( از دزی ج 2 ص 616 ).
ممی. [ م ِ می ی ] ( ع اِ ) پارچه پشمی نازک. ممو. ( از دزی ج 2 ص 616 ).
پارچه پشمی نازک.
ممی (مهرستان). ممی، روستایی در دهستان بیرک بخش بیرک شهرستان مهرستان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲۷۶ نفر ( ۶۲ خانوار ) بوده است.
💡 تپه ممی آقچلی مربوط به عصر آهن - است و در شهرستان آزادشهر، بخش مرکزی، روستای ممی آقچلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۲۳۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 پیتر ممی داستان و فیلمنامه این فیلم را نوشت و فیلم نیز منتشر شد. تولیدکننده محمد السبکی تصمیم گرفت تا نمایش را به فصل آینده عید فطر در سال ۲۰۱۸ موکول کند به جای اینکه نیمه سال را ترک کند، چرا که کارگردان پیتر میمی در حال ویرایش و مخلوط کردن نیست. البابکی قبل از شروع فیلمبرداری اعلام کرد که او در طول تعطیلات نیمه ساله آن را اجرا خواهد کرد، اما به دلیل طولانی شدن صحنههای جنگی از این کار منصرف شد.
💡 آلبر ممی در دهه ۱۹۵۰ به درونمایه استعمار میپرداخت. پس از انتشار دو کتاب دیگر به نامهای آگار و چهره استعمارگر، چهره استعمارزده آلبر ممی به شهرت جهانی رسید. دولت فرانسه که درگیر جنگ الجزایر بود به کتاب چهره استعمارگر، چهره استعمارزده روی خوش نشان نداد و درخواست تابعیت فرانسوی آلبر ممی را رد کرد و ۱۶ سال پس از انتشار این کتاب درخواست تابعیت او را پذیرفت.
💡 آلبر ممی در دهه ۱۹۶۰ بیشتر به هویت یهودی پرداخت و در این راستا کتابهایی چون چهره یک یهودی، آزادی یهودی، و یهودیان و اعراب را نوشت.