لغت نامه دهخدا
ملکشان. [ م َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حسن آباد است که در بخش حومه شهرستان سنندج واقع است و 110 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ملکشان. [ م َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حسن آباد است که در بخش حومه شهرستان سنندج واقع است و 110 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعادی تو کلابند و ملکشان جیفه از آن مقیم دوانند در پی مردار
💡 دان که اوّل ملکشان گردد خراب جمله را خواهد شدن دلها کباب
💡 بس که آورد چرخ شاه و وزیر ملکشان داد و گنج وتاج و سریر
💡 بس که آورد چرخ شاه و وزیر ملکشان داد و گنج و تاج و سریر
💡 چون ملکشان بدید، از آن سه یکی به حشم داد: و مابقی به حشر