واژه «ملکستای» یک ترکیب فارسی است که از دو جزء «ملک» به معنای پادشاه و «ستای» به معنای ستایشکننده تشکیل شده و در مجموع به فردی گفته میشود که مدح و ستایش پادشاه یا سلطان را بر عهده دارد. این واژه در ادبیات فارسی به عنوان صفتی برای شاعرانی به کار میرفته است که در دربارها حضور داشته و در قالب قصیده یا شعر، به مدح و توصیف پادشاهان میپرداختهاند. ملکستای در واقع همان مداح درباری یا ستایشگر سلطان است که نقش او تقویت جایگاه حاکم از طریق شعر و سخن ادبی بوده است. در متون کلاسیک فارسی، این واژه بار ادبی و فرهنگی خاصی دارد و نشاندهنده جایگاه مهم شعر در ساختار قدرت سیاسی گذشته است. شاعران ملکستای معمولاً با استفاده از زبان فاخر و هنری، ویژگیهای مثبت پادشاه را برجسته میکردند و او را شایسته فرمانروایی معرفی مینمودند. این نوع ستایش در قالب شعر، بخشی از سنت ادبی دربارهای ایرانی بوده و جایگاه اجتماعی شاعران را نیز تحت تأثیر قرار میداد. در برخی اشعار قدیمی، ملکستای به عنوان عنوان افتخاری برای شاعرانی که در مدح شاهان مهارت داشتند نیز استفاده شده است. بنابراین، این واژه نه تنها به معنای ستایشگر پادشاه است، بلکه به یک نقش ادبی و اجتماعی در ساختار فرهنگی گذشته ایران نیز اشاره دارد. در نتیجه، این کلمه به فردی گفته میشود که هنر و وظیفه او ستایش و مدح پادشاهان در قالب شعر و سخن ادبی بوده است.
ملک ستای
لغت نامه دهخدا
ملک ستای. [م َ ل ِ س ِ ] ( نف مرکب ) ملک ستاینده. ستایش کننده ملک.ستایشگر سلطان. مادح شاه. مداح پادشاه:
ماه غزل سرایی مرد ملک ستایم
از تو غزل سرایی از من ملک ستایی.فرخی.میر اندر آن میان به نشاط و نهاده گوش
گاهی به رود و گه به زبان ِ ملک ستای.فرخی.گر من ملک ستایم آن را همی ستایم
کو را سزد ز ایزد بر خلق پادشاهی.فرخی.
فرهنگ فارسی
ملک ستاینده. ستایش کننده.
جمله سازی با ملک ستای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلک شناس نداند به راستیت شناخت ملک ستای نداند به واجبیت ستود