ملص

لغت نامه دهخدا

ملص.[ م َ ل َ ] ( ع مص ) نسو شدن چیزی چنانکه در دست بنایستد. ( زوزنی ). لغزیدن از دست و افتادن. ( آنندراج ) ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پشت کردن و گریختن. ( از اقرب الموارد ). || شکستن گردن کسی. ( از دزی ج 2 ص 612 ).
ملص. [ م َ ] ( ع مص )پلیدی انداختن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ملص. [ م َ ل ِ ] ( ع ص ) رشاء ملص؛ رسن دلو که تابان و لغزان باشد. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). طناب دول که تابان و لغزان باشد و در دست گیر نکند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ملیص. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

رشائ ملص طناب دول که تابان و لغزان و در دست گیر نکند.

جمله سازی با ملص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باب‌المقام (عربی: باب‌المقام) یک فیلم به کارگردانی محمد ملص است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.

💡 رویاهای شهر (عربی: أحلام المدينة) یک فیلم به کارگردانی محمد ملص است که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد. از بازیگران آن می‌توان به ایمن زیدان اشاره کرد.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز