ملامت گو

مترادف‌ها

ملامت‌گر، سرزنش‌گر، عیب‌جو

متضادها

ستایش‌گر، ممدوح

لغت نامه دهخدا

ملامت گو. [ م َ م َ ] ( نف مرکب ) ملامت گوینده. آنکه سخنان سرزنش آمیز گوید. سرزنش کننده. ملامتگر:
عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند
ای ملامت گو خدا را رو مبین آن رو ببین.حافظ ( دیوان چ قزوینی ص 278 ).و رجوع به ماده بعد و ترکیب ملامت گفتن ذیل ملامت شود.

جمله سازی با ملامت گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای ملامت گو سلامت مر ترا ای سلامت جو رها کن تو مرا

💡 شکار آن کمان ابرویم، اینک داغ او بر دل ملامت گو مزن تیرم که من با داغ سلطانم

💡 منعم مکن ای ناصح پندم مده ای مشفق کز حرف ملامت گو من گوش کری دارم

💡 دوستان ما را ملامت می کنند این سخن را با ملامت گو بگو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران