مقیدی

لغت نامه دهخدا

مقیدی. [ م ُ ق َی ْ ی َ ] ( حامص ) بستگی. ( ناظم الاطباء ). مقید بودن. و رجوع به مقید شود.

فرهنگ فارسی

بستگی. مقید بودن.

جمله سازی با مقیدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون من به قید حلقه ی گیسو مقیدی چون من به سحر نرگس جادو مسحری

💡 ای دل که بنده در نفس مقیدی آزاده مؤید و حبس مؤبدی

💡 گر به حیا مقیدی برقعی از حجاب کن پردهٔ رخ که پیش او باد برد نقاب را

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز