مقلته
مترادفها
کره چشم
لغت نامه دهخدا
( مقلتة ) مقلتة. [ م َ ل َ ت َ ] ( ع اِ ) جای هلاک. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مهلکه. ج، مَقالِت. ( اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). || هلاک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بیابان زیرا که جای هلاک است. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و در لسان گوید مکان مخوف. ( از اقرب الموارد ). || هلاک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
جای هلاک
جمله سازی با مقلته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فاشف السقام الذی فی مقلته و استر صباحه خدیه بلحیته