مفاوضات
مترادفها
مذاکرات، گفتگوها، رایزنیها
لغت نامه دهخدا
مفاوضات. [ م ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ مفاوضة. گفتگوها. مذاکرات: صاحب کافی بعد از آن مفاوضات بر مراعات تاش و حفظ مصالح و مناجح او اقبال کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 99 ). و رجوع به مفاوضة و مفاوضت و مفاوضه شود. || مکتوبات که اعلی به ادنی نوشته باشد. مراسلات مکتوباتی که به مساوی نوشته شود. ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به مفاوضه ( معنی آخر ) شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر اسم ) جمع مفاوضه
جمع مفاوضه گفتگو ها
جمله سازی با مفاوضات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بهائیت نیز داستان آدم و حوا نمادین و استعاری محسوب میشود. عبدالبهاء در مفاوضات خوانش تحتاللفظی داستان را صحیح ندانسته و از این میگوید که این قصه حاوی «اسرار الهی» است. به گفته او، آدم نشانه «روح آسمانی»، حوا نشانه «روح انسان»، درخت معرفت نشانه «جهان بشری» و مار نشانه «دنیادوستی» است. نتیجتاً، هبوط آدم نماد نحوه آگاهی یافتن انسان از نیک و بد است. در بیانی دیگر، آدم و حوا نشانه اراده و حکمت خدا و دو مرحله آغازین از هفت مرحله آفرینش الهی هستند.
💡 از ایام صبی و زمان هفت سالگی مرا محبت انواع علوم بوده است و خواستمی که عالمی متدین باشم و تا هفده سالگی جویان و پویان دانش بودم و مذهب آبای خویش، اثنیعشری داشتم… در ری شخصی امیرهضراب نام دیدم، بر عقیدت خلفای فاطمی مصر، احیاناً فائدهای فرمودی چنانکه دیگران پیش از او… امیره ضراب مردی نیکو اخلاق بود… و ما را در مفاوضات با یکدیگر مناظره و مباحثه رفت…