مغر
مترادفها
مغرور، متکبر، خودپسند
متضادها
متواضع، فروتن
لغت نامه دهخدا
مغر. [ م َ غ َ ] ( ع ص ) رنگی است سرخ غیرخاص یا سرخی تیره سپیدی آمیز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رنگ سرخ غیرخالص و یا سرخ تیره سپیدی آمیخته. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مغر. [ م َ ] ( ع مص ) شتافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). رفتن و بشتافتن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). مغر فی البلاد مغراً؛ رفت در شهرها و به شتاب رفت. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || رأیته یمغر به بعیره؛ دیدم او را با شترش که به شتاب می رفت. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
شتافتن رفتن و بشتافتن
جمله سازی با مغر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این بخش اقدامات درمانی مورد نیاز بیماران سرطانی شامل شیمی درمانی جهت انجام کمو تراپی،آسپیراسیون مغر استخوان،تزریق داخل نخاعی ترانسفوزیون خون و فصد خون و تزریق سایر داروهای بیماران خاص انجام می شود.این بخش در حال حاضر در طبقه چهارم قرار دارد و بخش ویژه شیمی درمانی در بیمارستان در حال احداث می باشد.[۱۵]
💡 چون مغر رسید و سر بیگانه نداشت خود گفتم و خود شنیدم و خود دیدم
💡 تحقیقات انجام شده در دانشگاه توکیو نشان دادهاست که جینسنگ قرمز کرهای میتواند با تحریک سلولهای مغزی از نابودی تدریجی سلولهای مغر جلوگیری کند و قادر به افزایش و توسعه فعالیتهای ذهنی و بهبود و ارتقای عملکرد یادگیری و حافظه شود. هماکنون در بسیاری از کشورها از این ماده برای درمان ناباروری و اختلالات اسپرمسازی در مردان استفاده میشود.
💡 به دو سرخرگ مهرهای و قاعدهای، دستگاه مهرهایقاعدهای (ورتبروبازیلار) گفته میشود که در خونرسانی به قسمت پشتی (خلفی) مغز نقش دارند (به ویژه مخچه، ساقه مغز و تالاموس). دستگاه کاروتید وظیفه خونرسانی به نواحی پیشین مغر را برعهده دارد (به خصوص عقدههای قاعدهای، کپسول داخلی و قسمت اعظم قشر مغز).
💡 حسامها به زوایای تنگ و تار غلاف خروج را شده تارک بسان مغر و زبان
💡 همی یخ شد از بوی کافور خوی برانگیخت از مغر سرمای دی