لغت نامه دهخدا
معروق. [ م َ ] ( ع ص ) شراب رگ دار از آب. || رجل معروق العظام؛ مرد کم گوشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معروق. [ م َ ] ( ع ص ) شراب رگ دار از آب. || رجل معروق العظام؛ مرد کم گوشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چکیده لعل معروق به صفحه سمنت و یا ز رشحه می سرخ گشته پیرهنت