معاوی

متضادها

موافق، همسو، سازگار

لغت نامه دهخدا

معاوی. [ م ُ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به معاویه. ( از انساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

جمع معوان

جمله سازی با معاوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چنان بعد از یزیدبن معاوی باورنگ خلافت خیط باطل

💡 یاسمن معاوی در نقش مینا سعادت دختر حامد سعادت

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران