لغت نامه دهخدا
معائب. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) عیبها و بدیها. ج ِ معیب که مصدر میمی است، به معنی عیب. ( غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ مَعاب و مَعابَة. ( منتهی الارب ). و رجوع به معاب و معابة و معایب شود.
معائب. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) عیبها و بدیها. ج ِ معیب که مصدر میمی است، به معنی عیب. ( غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ مَعاب و مَعابَة. ( منتهی الارب ). و رجوع به معاب و معابة و معایب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فبد سته زاد الزمان مفاخرا و قد اضمحل معائب الایام