مطراق
لغت نامه دهخدا
مطراق. [ م ِ ] ( ع اِ ) مطراق الشی ٔ؛ پیرو و مانند و نظیر چیزی، یقال هذا مطراق هذا؛ ای تلوه و نظیره. ج، مطاریق. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). || پتک و چکش و مطرقه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مطرقه شود.
فرهنگ فارسی
مطراق الشئ پیرو و مانند و نظیر چیزی
جمله سازی با مطراق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حرف حق زد، دوش «حاجب » صوفئی از خانقاه پاسخش تا صبحدم با زهره و مطراق بود