لغت نامه دهخدا
( مطالة ) مطالة. [ م ِ ل َ ] ( ع اِمص ) آهنگری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حرفه مطّال. ( از محیطالمحیط ). و رجوع به مطال شود. || خودسازی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
( مطالة ) مطالة. [ م ِ ل َ ] ( ع اِمص ) آهنگری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حرفه مطّال. ( از محیطالمحیط ). و رجوع به مطال شود. || خودسازی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منابع، موضوعات و اجزای تشکیلدهندهٔ این متن توسط هنریکس با استفاده از روشهای نقد ادبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، اما تاکنون کارکرد ادبی این متن بهخودیخود مورد مطاله قرار نگرفتهاست. محتوا و طبیعت این اثر نشان میدهد که متن متعلق به ژانری است که خوانندگان و شنوندگان زیادی را مخاطب خود ساختهاست. از طرف دیگر در سنت مانویان شرقی کارهای ادبی از این قسم شناختهشده نیست.