مطرا کنان

مترادف‌ها

باران‌آسا

لغت نامه دهخدا

مطراکنان. [ م ُ طَرْ را ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال تازه ساختن و به جلوه و صفا درآوردن چیزی را:
ای شده از دست تو، حله دل شاخ شاخ
هم تو مطراکنان پوشش ایوان او.خاقانی.

فرهنگ فارسی

در حال تازه ساختن و به جلوه و صفا در آوردن چیزی را.

جمله سازی با مطرا کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای شده از دست تو حلهٔ دل شاخ شاخ هم تو مطرا کنان پوشش ایوان او

💡 در آن شب‌های سرد زمستانی که آسمان به صورت مطرا کنان می‌بارید، من همیشه به یاد خاطرات کودکی و بوی خاک باران‌خورده در حیاط قدیمی خانه می‌افتادم.

💡 شاعر با توصیف صحنه‌ای که از آسمان مطرا کنان باران می‌بارید، توانست احساس آرامش و در عین حال غمگینی عمیقی را در دل خوانندگان خود ایجاد کند.

💡 وقتی از پنجره به بیرون نگاه می‌کردم، دیدم که درختان در میان هوای مطرا کنان و نمناک، به آرامی در برابر وزش بادهای خنک تاب می‌خورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران