مشکل پسندی
مترادفها
دردسرآفرینی، سختگیری
متضادها
مشکلگریزی
لغت نامه دهخدا
مشکل پسندی. [ م ُ ک ِ پ َ س َ ] ( حامص مرکب ) به دشواری پسند کردن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مشکل پسندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سخن را هست در مشکل پسندی رغبتی صائب که می باشد زمین هر چند مشکل، تازه می گردد