کج پسندی

لغت نامه دهخدا

کج پسندی. [ ک َ پ َ س َ ] ( حامص مرکب ) کژپسندی. عمل کج پسند. بدسلیقگی:
دو کریمندراست باید گفت
که مرا طبع کج پسندی نیست.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کژ پسندی. عمل کج پسند. بد سلیقگی

جمله سازی با کج پسندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا بکی ای خضر فرخ پی پسندی از جفا که بمیرم تشنه لب من بر لب آب زلال

💡 تحفهٔ من که یک دو گز رسن است گر پسندی به جای خویشتن است

💡 این جایزه نامش را از جرج فاستر پیبادی می‌گیرد و تمرکزش بیشتر بر کیفیت برنامه و خدمات است تا شهرت و همه پسندی آنان و هر سال، از میان ۱۰۰۰ نامزد گوناگون، به ۲۵ تا ۳۵ نامزد تعلق می‌گیرد.

💡 این سری از تویوتا کمری نیز ماننده نسل قبل خود از سواری نرمی برخودار است و از طراحی ظاهری و داخلی ساده و عامه پسندی بهره می‌برد اما اصول آیرودینامیکی در طراحی این خودرو به خوبی به کار گرفته شده‌است.

💡 پسندی کز لب نوشینت ای جان جهان را نوش و ما را نیش باشد

💡 وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ (۶) و چیز مده تا ترا به از آن دهند، سپاس منه بکردار خویش بآنکه فعل خویش پسندی و آن را فراوان داری.

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز