لغت نامه دهخدا
مسؤولین. [ م َ ئو ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مسؤول ( در حالت نصبی و جری ). مسؤولون. مؤاخذان. متعهدان. ضامنها. و رجوع به مسؤول شود.
مسؤولین. [ م َ ئو ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مسؤول ( در حالت نصبی و جری ). مسؤولون. مؤاخذان. متعهدان. ضامنها. و رجوع به مسؤول شود.
جمع مسوول ( مسئول ) در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
مواخذان متعهدان ضامنها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمستان ۱۳۸۶ هرات سردترین زمستان تاریخ معاصر افغانستان است که دمای هوا تا بیست و هفت درجه سانتیگراد زیر صفر رسید در مناطقی از هرات تا دو متر برف بارید. دمای هوا در برخی از روزها و در مقایسه همان روز حتی از قطب جنوب هم سردتر بود و بر اساس آمار رسمی مسوولین دولتی این سرما منجر به کشته شدن حداقل یک هزار نفر و قطع دست و پای دهها تن دیگر گردید و دهها هزار دام از بین رفت.
💡 زندانیان منتقل شده در انفرادی در اعتراض به این موضوع دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند که با پایان دوره انفرادی و توافق مسوولین زندان مبنی بر بازگشت آنها به بند به اعتصاب غذای خود پایان دادند.
💡 در حضور مسوولین دو گاو صندوق را شکافتیم. خدا شاهد است که به قدر دویست تومان در گاو صندوقها نبود که بتوانیم مزد کلید ساز را بدهیم. یک بار یکی از پاسدارها به من گفت: حاج آقا شما که نماینده امام هستید به ما مقداری پول برسانید والا مجبورم که اسلحهام را در کردستان بفروشم. بنیاد مستضعفان هم بارها گفته بود که ما دو سه تا دویست و پنجاه هزار تومان به آقای شجونی دادیم که ایشان مصرف نکرد و به ما برگرداند.
💡 پس از آنکه مسوولین در استرالیا تصمیم به محدود کردن فروش کپسولهای گاز هلیوم گرفتند، حامیان اوتانازی روشی تازه ارائه کردند که در آن از نیتروژن به جای هلیوم استفاده میشود. تاکنون خودکشی دو تن از این راه در پژوهشهای جرمشناسی به ثبت رسیدهاست.