مسند نشینی
مترادفها
تصدی، ریاست، مقام گرفتن
متضادها
خلع شدن، برکناری
لغت نامه دهخدا
مسندنشینی. [ م َ ن َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) جلوس بر تخت. ( ناظم الاطباء ). کیفیت و چگونگی نشستن بر تخت.
فرهنگ فارسی
جلوس بر تخت
جمله سازی با مسند نشینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون تو بر منبر خرامی آسمانت مستمع چون تو بر مسند نشینی جبرئیلت درسخوان
💡 تو آن مسند نشینی کایستاده ز تعظیمت به خدمت چرخ سیار
💡 گهی در عشوه مسند نشینی به زیبا دیبه رومی و چینی
💡 پس از سالها فعالیت سیاسی و تلاشهای بیوقفه، او بالاخره موفق شد در بالاترین سطح قدرت و با مسند نشینی در جایگاه ریاست جمهوری پیروز شود.
💡 مسند نشینی در این جایگاه حساس، نیازمند هوش بسیار بالا، تجربه مدیریتی فراوان و توانایی تصمیمگیری در شرایط بحرانی و بسیار دشوار است.
💡 بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند که مسند نشینی او در این سازمان، میتواند تغییرات ساختاری بزرگی را در آینده نزدیک برای تمامی اعضا به همراه داشته باشد.