مسح کردن

لغت نامه دهخدا

مسح کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بسودن. لمس کردن. مس کردن. تمسح. مسح. ( از منتهی الارب ). و رجوع به مسح شود. || در اصطلاح فقهی، در وضو مالیدن کف دست تر بر سر و دو پا. رجوع به مسح شود: تیمم؛ مسح کردن دو دست و روی به خاک. ( دهار ). نثنثة؛ مسح کردن دست را. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

۲ - دست آغشته باب وضو را به پیش سرو پاهامالیدن:... وجمل. روی خویش بان مسح کند...
لمس کردن

جمله سازی با مسح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تصوف رسم جستن خنده کردن بر خود است در تیمم مسح کردن خاک کردن بر سر است

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز