مستکین

لغت نامه دهخدا

مستکین. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استکانة.فروتن و کمینه و رام و خوار. ( از منتهی الارب ). خاضعو ذلیل. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استکانة شود.

جمله سازی با مستکین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهی کز تابش مهرش دهد هر ذره را تابی چرا بر صدر بینائی نماید مستکین ما را

کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
البحر یعنی چه؟
البحر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز