مستمره

مترادف‌ها

مداوم، پیوسته، همیشگی

متضادها

منقطع، متناوب، موقت، مقطع

لغت نامه دهخدا

( مستمرة ) مستمرة. [ م ُ ت َ م ِرْ رَ ] ( ع ص ) تأنیث مستمر. روان و استوار و دائمی. ( غیاث ) ( آنندراج ). پیوسته. همیشه. مستمره. و رجوع به مستمر و استمرار شود: اگر احدی از قانون حق و حساب و امور مستمره و معمول مملکت و ضابطه حقانیت تخلف و تجاوز نماید... ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 6 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مستمر

جمله سازی با مستمره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رمان سوم، محاصره سنگاپور، حول محور حصر ژاپنی شهر مستمره بریتانیا، سنگاپور در سال ۱۹۴۲ می‌پردازد در حالی که به بررسی طولانی مدت اقتصاد و اخلاق استعمار در آن زمان و همچنین به روابط اقصادی بین کشورهای توسعه‌یافته و جهان سومی پرداخته‌است.

💡 تلاش مستمره و مداوم تیم تحقیقاتی برای یافتن درمان جدید برای این بیماری نادر، بالاخره منجر به کشفیات مهمی در دنیای پزشکی شد.

💡 مطالعه مستمره و روزانه از متون کلاسیک ادبی می‌تواند به تقویت مهارت‌های نوشتاری و درک عمیق‌تر از ساختارهای پیچیده زبان فارسی کمک کند.

💡 حضور مستمره و فعالانه دانشجویان در کلاس‌های درس و شرکت در بحث‌های گروهی، تاثیر مستقیمی بر ارتقای سطح علمی و دانش آن‌ها دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران