مروتی

لغت نامه دهخدا

مروتی. [ م َ وَ تی ی ]( ص نسبی ) منسوب به ذی المروة؛ که گویا قریه ای بوده است در مکه یا مدینه. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ).

فرهنگ فارسی

قریه ای در مکه

جمله سازی با مروتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر سر ز دست مهر گل بی مروتی حیران به روی باغ چو شبنم نشسته ام

💡 روی فلک سیاه که از بی مروتی افکنده دورم از درت ای کعبه صفا

💡 نم مروتی از خلق اگر رسد به خیالت چکیده گیر به خاک از فشار چین جبین‌ها

💡 فال نگاه گرم زدن بی مروتی است بر چهره ای که جای عرق خال می شود

💡 ساقی مروتی که من و دل ز خویشتن دستی به دست هم بدهیم و سفر کنیم

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز