مروب

لغت نامه دهخدا

مروب. [ م ِرْ وَ ] ( ع اِ ) خنور یا مشک شیر خوابانیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ماست دان. محقن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). ج، مَراوِب. ( ناظم الاطباء ).
مروب. [ م ُ رَوْ وَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترویب. رجوع به ترویب شود. || سقاء مروب؛ مشک شیر خوابانیده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مشک شیر خوابانیده

جمله سازی با مروب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز بخیلان را مروب و جز لئیمان را مبند جز معادی را مکوب و جز موالی را مپای

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز