لغت نامه دهخدا
مرقون. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از رقن. رجوع به رقن شود. || به معنی مرقوم است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مرقوم شود.
مرقون. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از رقن. رجوع به رقن شود. || به معنی مرقوم است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مرقوم شود.
مرقوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تشکیل شده از دو حوضچه که بین آنها سرریز قرار میگیرد معمولاً چون بیشتر انرژی مخرب رد حوضچه اول مستهلک میشود آن را بدون مانع طراحی میکنند این حوضچه زمانی به کار میرود ک برای از بین بردن انرژی مخرب لازم باشد رقوم بستر به اندازه قابل توجهی پایین برده میشود که از نظر اقتصادی در این مواقع استفاده از حوضچه دو مرحلهای با طول بیشتر مرقون بصرفه تر است.