لغت نامه دهخدا
مردم شمار. [ م َ دُ ش ُ ] ( نف مرکب ) آدم شناس. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). مردم شناس. || ( ن مف مرکب ) در شمار مردمان. در عداد مردم:
گر از کاهلان یار خواهی به کار
نباشی جهانجوی و مردم شمار.فردوسی.
مردم شمار. [ م َ دُ ش ُ ] ( نف مرکب ) آدم شناس. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). مردم شناس. || ( ن مف مرکب ) در شمار مردمان. در عداد مردم:
گر از کاهلان یار خواهی به کار
نباشی جهانجوی و مردم شمار.فردوسی.
آدم شناس
💡 نگه کن که هوش تو بر دست کیست ز مردم شمار ار ز دیو و پریست
💡 بر اساس آمار در درازای پانزده سال انقلاب شاه و مردم شمار بیمه شدگان ۵۲۱٪، شمار کارگاههای زیر پوشش قانون بیمه اجتماعی ۲۱۹۵٪، بازنشستگان بیمه شده ۳۰۹٪، بازماندگان مستمری بگیر ۴۶۰٪ و از کار افتادگان مستمری بگیر ۵۲۰٪ افزایش داشته است.
💡 اگر برگرفتی ز مردم شمار مهندس فزون آمدی صد هزار