لغت نامه دهخدا
مردم خیال. [ م َ دُ ] ( ص مرکب ) کسی که توهم کند چیزی را که وجود نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ):
که این اژدها خوی مردم خیال
نهنگی است کاورده بر ما زوال.نظامی.
مردم خیال. [ م َ دُ ] ( ص مرکب ) کسی که توهم کند چیزی را که وجود نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ):
که این اژدها خوی مردم خیال
نهنگی است کاورده بر ما زوال.نظامی.
کسی که توهم کند چیزی را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دلیل اهمیت فراوان این مسافرت برنامهریزی آن مخفیانه انجام گرفت؛ بطوریکه مردم خیال میکردند این سفر برای بازگرداندن اومای - راهنمای بومی کوک- به تاهیتی ترتیب داده شدهاست.
💡 من خود هلاک آنکه ز دورت نظر کنم مردم خیال بوسه و آغوش میکنند
💡 حجاب دیدهٔ مردم خیال پردهٔ وهم است جمال او نماید رو حجابش گر بر اندازد
💡 که این اژدها خوی مردم خیال نهنگی است کاورده بر ما زوال
💡 پیشتر از واقعه آسان بود در دل مردم خیال نیک و بد