لغت نامه دهخدا
مردارخواری. [ م ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل مردارخوار. لاشه خواری:
حلالی خور چو بازان شکاری
مکن چون کرکسان مردارخواری.نظامی.
مردارخواری. [ م ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل مردارخوار. لاشه خواری:
حلالی خور چو بازان شکاری
مکن چون کرکسان مردارخواری.نظامی.
عمل مردار خوار لاشه خوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این یکی مردار خواری همچو سگ میدود از بهر مرداری بتگ
💡 آن یکی مردار خواری چون عقاب وآن دگر فریاد خواهی چون غراب