مذ

لغت نامه دهخدا

مذ. [ م ُ ] ( ) به معنی صاحب و خداوند باشد و مرکب می آید همچو اسفندارمذ. ( برهان قاطع ). اشتباه است، چه اسفندارمذ مرکب است از: اسفند = اسپند + ارمذ = ارمئتی. این کلمه با بد ( پسوند اتصاف ) در سپهبد، موبد، گهبد خلط شده است. ( حاشیه دکتر معین بر برهان قاطع ).
مذ. [ م ُ ] ( ع ق ) از آنگاه باز. ( منتهی الارب ). ابتدای زمان. از آن زمان. ( غیاث اللغات ). منذ. رجوع به منذ شود.

فرهنگ فارسی

ابتدای زمان

جمله سازی با مذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه گویند ابر نیسان با کفش ماند بجود لیکن این الغیم من کفیه مذ طالا و این

💡 اشک من از عقیق یمن می دهد نشان مذ خیمة سعاد علی ایمن العذیب

💡 و مذ مدح بقاع و مواطن است و آن ایام زمین پاک خوش را مذ می خوانند و رذ مدح مردم بود و مذ در زبان پهلوی بسیار درآید.»

💡 قائد نوروز چتر آینه گون زد ماه سفندار مذ طلایه برون زد

💡 «مد در لغت پهلوی بسیار است گویند برغمذ و فریومذ و ششتمذ و انجمذ در مسترقه اسفندمذ و در نامِ ماهها اسفندارمذ یعنی شکوفه و نبات پیدا شود و در نام روزها همین، در زبان فارسی می گویند رذ و مذ رذ دانا و بخرد باشد.

💡 کیف السبیل الی‌الخیال برقدة والطرف مذ رحل الاحبة ماغفا

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز