لغت نامه دهخدا
مددخواهی. [ م َ دَدْ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) مددجوئی. استمداد.
مددخواهی. [ م َ دَدْ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) مددجوئی. استمداد.
استمداد
💡 ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
💡 مرو به جانب اغیار، اگر مدد خواهی بیا و یاری ازیشان طلب، که یارانند
💡 به کاری گر مدد خواهی ازو خواه که به زین در نیابی هیچ درگاه
💡 بر عرش کی شوی؟زبرای دوام عمر تا از پی حیات مدد خواهی از هوا
💡 وحشی اظهار وفا کردست خون او مریز ور مدد خواهی به خون، دست آشنا یاریم هست
💡 از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی