مدد خواه

لغت نامه دهخدا

مددخواه. [ م َ دَدْ خوا / خا ] ( نف مرکب ) استمدادکننده. یاری طلب.

فرهنگ فارسی

استمداد کننده

جمله سازی با مدد خواه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ره احمد گزین و زو مدد خواه که اودیدست کل دیدار اللّه

💡 ای سنایی رو مدد خواه از روان مصطفی مصطفی ما جاء الا رحمة للعالمین

💡 ز روح پاک او ما را مدد خواه مگر آرد دلم را بر سر راه

💡 تا بلنداقبال گردی درجهان هم مدد خواه از شهنشاه نجف

💡 سیف فرغانی از بخت مدد خواه که هست سر بی مغز تو پیمانه سودا پیمای